انقلاب 57 خيزشي بود براي اصلاح ايرادات نظام شاهي؛ نظامي كه فاسدبود؛ ضعيف بود؛ وابسته بود و غير واقع بين و دور از مردم بود. البته قوتهايي نيز داشت؛ مدرن بود؛ ملي بود؛ در منطقه مقتدر بود. اين خيزش برمبناي يك ثروت تاريخي بود كه پس از اسلام شيعه را جايگزين شاهنشاهي زرتشت باور كرده بود. اين خيزش هزينه زا و التهاب اور بود. نقطه خبط اميز آن بي عمل بودن آن و ناچاري آن در پيروي از نسخه هاي عملي روزگار خويش بود. اين خيزش با تنفر و بي خبري كه از غرب گرايي و دموكراسي داشت. عاجزانه و از روي ناچاري به ماركس و چپ گرايي عاريتي پناه برد. اين پناه بردن در آن روزگار خوشايند بود چراكه اصلي ترين خاصيتش انقلابي گرايي بود. اما همين ماركس سنبل اشتباهات و مظهر فروپاشي شوروي بود. چين؛ كوبا؛ اروپاي شمالي؛
برچسب: اشتباهات,
نویسنده: هستی شریفی
تاريخ: سه
شنبه
14 آذر
1396 ساعت: 12:34